من هندونه خیلی دوست دارم.
و البته بازیگوش.
روز به روز شیرین تر
امروز کاری کردی که منو بابایی خیلی خندیدیم.بابایی ادای گریه کردن در آورد.هی او او کرد.تو خیلی ناراحت شدی سریع رفتی پستونکتو آوردی که بذاری تو دهن بابایی قربون دل مهربونت بشم مامانی ...
نویسنده :
مامان سامیار
0:23
خبر جدید نی نی دوم تو راهه!
چند روزی بود که حالم خوب نبود .حالت تهوع و معده درد داشتم.با بابایی رفتیم آزمایشگاه شک کرده بودم شاید نی نی دارم .ساعت 8 رسیدیم و ساعت 8/5 بهم گفتند بله باردارم. جلوی مسوول آزمایشگاه خودمو گرفتم و بعد که در و بستم های های گریه کردم. وای خدای من باورم نمیشد یک نی نی دیگه !!!!! انقدر گریه کردم که تو هم متوجه شدی و با تعجب و ناراحتی نگاهم میکردی .الهی بمیرم برات حالا من چی کار کنم چطوری با وجود بارداری و دانشگاه به گلم رسیدگی کنم. الان که برات مینویسم تو خوابیدی مثل فرشته ها آنقدر دوست دارم که حاضرم هر کاری برات بکنم و ناراحتیتو نبینم.نمیدونم شاید حکمتی داشته که نی نی دوم به این زودی اومد. فردا صبح رفتم سونوگرافی و نی نی و دید...
نویسنده :
مامان سامیار
17:40
مامانم این روزا اینطوریه!
توجه!
خاله ها و عمو های عزیز و محترم لطفا بعد از اینکه لطف کردین نظر دادین بنویسید از کدوم کشور یا شهر هستید.با تشکر از طرف سامیار ...
نویسنده :
مامان سامیار
21:04






