وقتی خیلی مامانمو اذیت میکنم مامانم زندانیم میکنه.
رفته بودم مهمونی اصلا هم شیطونی نکردم.
پارک اصفهان کلی بهم خوش گذشت.
سوار ماشینم میشم کل خونه رو دور می زنم.
وای لختم نگاه نکنید
ما پسرای خوبی هستیم!
الان که دارم برات خاطرات و ثبت میکنم تو داری سی دی بی بی انیشتن نگاه میکنی البته به همراه بابایی! بابایی گفت من درس دارم گفتم خوب منم باید بشینم پاورپینت تحقیقمو آماده کنم. گفت باشه پس تلویزیون روشن کن سامیار ببینه .حالا دارم نگاهتون میکنم که دو تایی با هیجان و اشتیاق دارین نگاه میکنید. خوب خدارو شکر پسر بزرگ و کوچیکم هر دو آروم هستند. ...
نویسنده :
مامان سامیار
21:31
عکس های سامیار
من سامیار هستم .مامان من وقت نمیکنه بیاد وبلاگم و درست کنه .خودم دست به کار شدم .من الان ماه 8 هستم .از اول براتون بگم که مامان بابام وقتی من هنوز به دنیا نیومده بودم کلی برام خرید کردن .من تو دل مامانم بودم و هر روز بازار میرفتیم .یک روز رفتیم تخت و کمد خریدیم و مامانم اتاقمو تزئین کرد و خیلی خوشکل شد .و من رسما اتاق دار شدم .البته خیلی عکسا متاسفانه پاک شدن حالا اینا رو ببینید تا بعد. ...
نویسنده :
مامان سامیار
12:22
این اتاق منه
سامیار عزیزم
چه دعایی کنمت بهتر از این: خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق روزگارت همه شاد &...
نویسنده :
مامان سامیار
14:46









