به به چه ظرفاییییی
6 صبح بیدار میشدم مامانم خواب نمونه بعد میخوابیدم.
به به چه حمومییییییی
ما اومدیممممم......
سلاممممممممم بله بله میدونم پسر گلم حق داری مامانی خیلی دیر ب دیر میاد لحظه لحظه زندگیت برام خاطرس ای کاش وقت داشتم برات از ثانیه هاش بنویسم دنیای مامان وقتی بالای وبلاگ ثانیه های عمرتو میبینم پیش خودم میگم کاش دیرتر بگذره دوست داشتنی ترین لحظات وقتیکه ب تاریخ تولدت نزدیک میشم بله بله میدونم گل پسرم عاشق تولده و مامان باید براش تولد باشکوه بگیره تا یکی شمع های تولدشو فوت کنه و یک سال ب عمر نفسم اضافه بشه باید حتما عکسای تولدتو در پستای جدید بیارم راستی از این روزها نگفتم روزایی ک پسرم میره مهدکودک و درس میخونه و بعضی روزا با ذوق میپره تو بغلم ک مامان امروز ستاره گرفتم جایزه گرفتم ...
نویسنده :
مامان سامیار
23:01
۴سالو ۸ماهو ۳روز!!!!!
سلاممممممممم چقدر زود بزرگ شدی بعد از مدتی که به وبلاگت اومدم اشک صورتمو خیس کرده .پسر کوچولو من کی بزرگ شدی؟؟!!! کی بزرگ شدی مگه همون سامیار کوچولویی نیستی که شیر میخوردی و با ذوق ماما بابا میگفتی مگه نمیگفتی پرتالاق میخوام برگرد بهمون روزا دلم تنگ شده سامیار عزیزم الان ۴سالو ۸ماهو سه روز از تولدت میگذره روزایی خوبی که با هم بودیم عاشقتم عزیزم تو الان برای خودت مردی شدی از هوش؛ ذکاوت؛مهربونیات هر چی بگم کم گفتم .الان برای مامان شعر میخونی کلاس زبان رفتی و تمام حروف انگلیسیو بلدی و هر جا که حروف انگلیسی باشه میخونی و کلمه میسازی با داداش مهیار بازی میکنی بعضی وقتا هم دعوا؛علاقه ب تبلت داری و بازی میکنی و کارتون باب اسفن...
نویسنده :
مامان سامیار
8:18
از وقتی که به دنیا اومدی تا الان!
روز 23 بهمن 89 ساعت 9 صبح رفتیم اتاق عمل .حس عجیبی داشتم نمیدونم چه حسی بود تا چند دقیقه دیگه پسرمو میدیدم از طرفی از بیهوشی و اتاق عمل میترسیدم .اولین بار بود اتاق عمل میدیدم پرستارا خیلی مهربون بودن همه شادو خندان انگار نه انگار اتاق عمل بود انقدر براشون عادی بود که از مراکز خرید حرف میزدن .متخصص بیهوشی گفت: حالت خوبه؟ گفتم: بله. گفت:خوب بلند شو بشین. بعد هم آمپول زد تو کمرم و پرستار گفت زود بخواب .حس بدی داشتم انگار قلبم ایستاد .خوابیدم و خانم دکتر داشت حرف میزد و یکهو تخت تکون خورد و صدای او او عزیز دلمو شنیدم. واییییییییییییییییییییی از خوشحالی نمیدونستم چی کار کنم گفتم خانم دکتر سالمه خوشکله گفت: اره فقط مو فر فرو هستا .منم ...
نویسنده :
مامان سامیار
14:19
من داداش دار شدم هورااااااااااااا
مامانم دیروز رفت سونو گرافی خانم دکتر گفت به احتمال 90 درصد نی نی پسره من خیلی خوشحالم چون به زودی با داداشم بازی می کنم مامان بابایی اسم داداشمو گذاشتن مهیار داداش مهیار زود بیا باشه ...
نویسنده :
مامان سامیار
12:52







